مهمترین ابزار سیم کشی چه هستند؟
از مهمترین ابزار سیم کشی میتوان به سیملختکن، پیچگوشتی، انبردست، چسب برق، اره، سیمچین، آچار، فازمتر، کاتر، چکش دو شاخ، آچار آلن، فنر، مته، اسکنه، چراغقوه و متر اشاره کرد.
در ادامه، به معرفی مهمترین ابزار سیم کشی و کاربرد آنها میپردازیم.
سیملختکن
سیملختکن ابزاری شبیه انبردست است که برای برداشتن غلاف بیرونی عایق کابل یا روکش سیم استفاده میشودتا اتصال ترمینالها به هسته سیم بهراحتی برقرار شود. برخی از سیملختکنها به برقکاران این اجازه را میدهند که سیم مسی را نیز برش دهند.

سیملختکنها مدلها و طراحیهای متعددی دارند، از جمله:
- سیملختکن قابل تنظیم: این سیملختکنها قابلیت جداسازی غلاف را با قابلیت پیچاندن و برش سیم دارند.
- سیملختکن عملکرد سهگانه: این سیملختکنها برای کابلهای ضخیم با عایق سخت ساخته شدهاند و قابلیت برش مارپیچی منحصر به فرد را دارند.
- انبردست سیملختکن: این انبردستها که شکل آنها بهصورت V است، برای کابلهای ضخیمتر و چندهستهای کابرد بیشتری دارند.
- غلافبردار: این نوع سیملختکنها از یک عمل چرخشی استفاده میکنند و یک برش حلقوی منظم ایجاد میکنند.
- سیملختکن تفنگی: این تجهیزات یک تیغه خودتنظیمشونده دارند و از عمل برش ترکیبی با یک دستگیره یا چنگک محکم استفاده میکنند.
- سیملختکن خودکار: این دستگاهها با یک بار اعمال فشار، سازوکاری برای حذف عایق و برش سریع سیم دارند.
- سیملختکن دستی: این سیملختکنها در دو مدل استاندارد و دستی موجودند و معمولاً شامل یک دسته فنری و قفل ایمنی هستند.
پیچگوشتی
پیچگوشتی یکی از رایجترین ابزار سیم کشی است و برای اکثر برقکارانی که جعبهها یا چیزهایی مثل کلید و پریزها را باز میکنند، ضروری است. پیچگوشتیها اندازهها و شکلهای مختلفی دارند تا در شرایط متفاوت سازگار و مفید باشند.

پیچگوشتیها از طریق اعمال ساده گشتاور (نیروی دورانی) و با قرار گرفتن نوکشان در شکاف روی پیچ، کار میکنند. پیچگوشتیهای برقی نیز دستههایی با طراحی دقیق و عایقی برای ایجاد مقاومت الکتریکی بزرگ بین دستگاه و کاربرد، در بسیاری از موارد کار را راحتتر میکنند. این دستگاهها باید تأییدیه VDE داشته باشند.
انبردست
انبردست ابزار دیگری است که بهاحتمال زیاد بارها با آن کار کردهاید. این ابزار در موارد زیادی در سیمکشی کاربرد دارد؛ از بیرون کشیدن و جدا کردن سیم گرفتن قطعات. با استفاده از انبردست، میتوان اشیا را بسیار قویتر از آنچه که با استفاده از دست خالی میگیریم، نگه داریم.

امروزه انبردستها معمولاً از فولاد ساخته میشوند تا استحکام بیشتری داشته باشند. گرفتن، چرخاندن و بریدن سه کار مهم انبردستهاست.
انبردستها در طرحهای مختلف برای کارهای تخصصی مختلف موجود هستند:
- دَمباریک: این انبردستها فکهای تقریباً مخروطی بلندی دارند و برای گرفتن اجسام کوچک ایدهآل هستند.
- انبردست معمولی: این انبردستها بهگونهای هستند که عملکردهای برش سیم، جدا کردن عایق و گرفتن را در یک ابزار واحد به برقکاران ارائه میکنند.
- انبر کلاغی: این انبر که بهعنوان انبر مفصل لغزنده، انبر زبانهدار و انبر قابل تنظیم نیز شناخته میشود، یک فک پایین متحرک دارد که امکان تنظیم دهانه دستگیره را فراهم میکند. از این انبرها برای کار با مهرهها، پیچها و بستها استفاده میشود.
- انبر سیمچین (مورب): این انبر معمولاً برای برش سیم استفاده میشود و روکشهای مختلف سیم با استفاده از آن جدا میشود.
- انبر قفلی: برای کار با کار با فلز گزینه ایدهآلی است.
در حالت کلی، انبردستها برای موارد زیر به کار میروند:
- گرفتن
- پیچاندن
- بریدن
چسب برق
چسب یا نوار برق برای عایقبندی سیمها یا سایر تجهیزاتی که جریان الکتریکی را از خود عبور میدهند استفاده میشود. این نوار که به عنوان نوار عایق یا نوار عایق الکتریکی نیز شناخته میشود، چسبناک و مقاوم در برابر فشار است و برای مقاومت در برابر سایش، گرما و مایعات بهمنظور محافظت از هسته حساس رسانا در سیمکشی الکتریکی به کار میرود.
چسب برق از مواد مختلفی از جمله PVC، وینیل، فویل مس و پارچه شیشهای ساخته شده است و انواع مختلف آن دارای رنگ، عرض، ضخامت، تحمل دما، قدرت چسبندگی و قابلیت عایقی متفاوت هستند.

تنوع رنگ چسب به برقکاران کمک میکند تا متناسب با کار خود نوع مناسب را انتخاب کنند و همچنین به آنها امکان میدهد سیمهایی را که با آنها کار میکنند، با رنگ کدبندی کنند.
چسب برق سیاه پرکاربردترین چسب برق است و برای عایقبندی سیم و همچنین بهمنظور نشان دادن نقطه خنثای ولتاژ پایین در یک مدار به کار میرود. در برخی کشورها، مانند بریتانیا، از نوار سبز و زرد برای مشخص کردن سیم ارت استفاده میشود. چسب آبی معمولاً برای مشخص کردن سیمهای خنثای ولتاژ پایین و چسب قرمز برای سیمهای AC ولتاژ پایین استفاده می شود.
برای آشنایی بیشتر با ابزار سیم کشی، پیشنهاد میکنیم به مجموعه آموزش های مهندسی قدرت مراجعه کنید که توسط فرادرس تهیه شده و لینک آن در ادامه آورده شده است.
اره
ارههای آهنی ارههایی با دندانههای ریز هستند که عمدتاً برای برش فلز طراحی شدهاند. تیغههای نازک اره در یک قاب قابل تنظیم، بین سر اره و دسته آن قرار میگیرند. این تیغهها، که به آنها کمان نیز میگویند، ممکن است بشکنند یا دچار آسیب شوند، اما بهراحتی میتوان آنها را تنظیم کرد.

ارههای آهنی رایج معمولاً دارای تیغههای ۱۲ اینچی هستند. در همین حال، ارههای آهنی کوچکتری نیز وجود دارند که دندانههای ظریفتری برای کار دقیقتر دارند.
سیمچین
سیمچین یکی از تجهیزات اصلی موجود در جعبه ابزار هر برقکار است. این ابزار همهکاره دارای تیغههای فولادی است و سیم استاندارد را بهراحتی برش میدهد. سیمچینی با قیچیهای قویتر باعث میشود بتوان کابلهای ضخیمتر را نیز با سیمچین کوتاه کرد. سیمچین، همچنین، یک ابزار مفید برای از بین بردن عایق سیم است.

مدلهای مختلف سیمچینها برشهای مختلف را امکانپذیر میکنند و، در طرحهای مختلف چندمنظوره مستقیم گرفته تا طرحهایی که مخصوص برش همسطح یا برش مورباند، ساخته شدهاند. مدلهای کاملاً عایقشده سیمچینها برای استفاده در سیمکشی فشار قوی، تجهیزات الکتریکی و محیطهایی با تخلیه الکتریسیته ساکن بالا مناسب هستند و در این موارد این ابزار انتخابی ایدهآل برای برقکاران است.
برقکاران بهتر است از مدلهایی با دستگیره ارگونومیک استفاده کنند تا کارشان با سهولت بیشتری انجام شود و آسیبی به خودشان یا تجهیزات وارد نشود. سیمچینها، بسته به مدلی که دارند، میتوانند سیمهایی با قطر ۰٫۴ میلیمتر تا ۶۰۰ میلیمتر را برش دهند.
آچار
اگر به باز کردن یا بستن مهره، پیچ و مهره یا اتصالات مشابه نیاز داشته باشید، مطمئناً آچارها جزو ضروریترین ابزارهای جعبهابزارتان هستند. آچارها، بسته به اندازههای مختلف پیچ و مهره، انواع مختلفی دارند.

مدلهای رایج آچار عبارتاند از:
آچار قابل تنظیم: همانطور که از نام آن پیداست، این آچار دارای یک فک متحرک است که میتوان آن را متناسب با پیچ و مهرههایی با اندازههای مختلف تنظیم کردد. آچار فرانسه شناختهشدهترین شکل آچار قابل تنظیم است.
آچارهای یکسر (تخت) یا رینگی: این آچارها دارای یک گیره دوتایی C شکل در اندازههای مختلف در هر دو طرف هستند و در مواردی که فضا محدود است، مفید هستند. این آچارها در نوع رینگی نیز موجود هستند که بهجای قسمت C شکل، یک حلقه وجود دارد.
فازمتر (تستر ولتاژ)
تسترهای ولتاژ که فازمترها یکی از نمونههای ساده آنها هستند، یکی دیگر از ابزارهای آماده به کار با کاربردی نسبتاً واضحاند. تسترهای ولتاژ یا مولتیمترها، دستگاههایی دستی هستند که برای تست وجود جریان گرم در یک ناحیه یا نقطه خاص استفاده میشوند. این تجهیزات عمدتاً برای اهداف ایمنی و هنگام بررسی کابلکشی، سوئیچها، جعبهتقسیمها یا تجهیزات مشابه استفاده میشوند.

وجود ولتاژ در سیم یا تجهیز، با روشنایی یک ال ای دی نشان داده می شود. اگر این ال ای دی روشن شود، برقکار به این نتیجه میرسد که قبل از شروع کار جریان را قطع کند. این کار یک اقدام حفاظتی حیاتی است و طبق قوانین ایمنی و بهداشت ضروری است. اکثر مدلهای فازمتر دارای مدارهای اضافی و مقاومت در برابر نوسانات الکتریکی برای ایمنی بیشتر هستند.
کاتر
کاترها یا چاقوهای ایمنی برای اکثر ما آشنا هستند و یکی از ابزارهای حرفهای برقکاری نیز محسوب میشوند. شکل این تجهیزات بهگونهای است که صدمات را به حداقل میرسانند. برخی از مدلهای آنها دارای لغزندههای فنری هستند که به طور خودکار تیغه را پس از استفاده جمع میکنند.

مانند همه ابزارها، کاترهای ایمنی در اشکال و اندازه های مختلفی برای استفاده در موقعیت های مختلف وجود دارند. چاقوهای ایمنی حرفهای مناسب برای استفاده برقکارها معمولاً دارای دستههای ساخته شده از آلومینیوم، پلاستیک یا فولاد هستند و تیغه برای حداکثر قدرت برش، ضد زنگ و از جنس کربن یا فولاد ساخته شده است. تیغهها در صورت شکستن یا کند شدن قابل تعویض هستند.
آچار آلن
آچار آلن یک آچار با شش وجه است که به همین دلیل، به آن آچار ششوجهی نیز میگویند. از این آچارها از فولاد یا نیکل و گاهی از آلیاژهای برنز یا مس ساخته میشوند. چهار نوع اصلی از آچار آلن وجود دارد: آچارهای ششگوش مستقیم، آچارهای L شکل، آچارهای ششگوش تاشو و آچارهای T شکل.

آچارهای آلن مستقیم در کنار آنها برای افزایش گشتاورشان مورد استفاده قرار میگیرند. آچارهای L شکل در هر دو انتها دارای سرهای یکسان هستند، بنابراین می توان از آنها در هر دو طرف استفاده کرد، اما با اهرمهای متفاوت. در واقع، انتهای بلندتر امکان دسترسی به فضاهای محدودتر را فراهم میکند. آچارهای ششگوش تاشو، همانطور که از نام آنها پیداست، آچارهایی هستند که میتوان بهراحتی آنها را تا کرد تا جای کمتری را اشغال کنند. در نهایت، آچارهای T شکل ارگونومیکتر هستند و به کاربر اجازه میدهند تا محکمتر آنها را در دست بگیرد.
چکش دو شاخ
چکش دو شاخ یا چکش میخکش یک چکش استاندارد است که در درجه اول برای فرو کردن وسایلی مانند میخ استفاده میشود. این چکش، در طرف دیگر دو شاخ فولادی دارد که با یک ضربه محکم، میتوان میخها یا موازد مشابه را بهراحتی جدا کرد. چکش میخکش برای دسترسی به فضاهای مهر و موم شده، مانند تابلوهای فیوز پنهانشده در پشت تابلو برق مفید هستند.

اسکنه
اسکنه یکی دیگر از ابزارهای قدیمی است که در عصر حاضر نهتنها قدرت یا کاربرد خود را از دست نداده است، بلکه ابزاری قدرتمند و قدیمی برای شکستن چوب، سنگ، آجر، بتن و مواد مشابه است اسکنههای مدرن از آلیاژهای مختلف فولاد ساخته میشوند.

اسکنههای برقی یک نوع تخصصی از اسکنهها هستند که برای برش کانالها در دیوارها در طول مراحل نصب قطعات و سیمکشی استفاده میشوند. اندازههای رایج اسکنهها که میتوانید آنها را تهیه و در جعبهابزار خود قرار دهید، عبارتاند از: ۵ میلیمتر، ۱۰ میلیمتر، ۱۶ میلیمتر، ۱۸ میلیمتر، ۲۰ میلیمتر و ۵۰ میلیمتر.
چراغ قوه
چراغ قوه یکی دیگر از ابزار سیم کشی رایجی است که همیشه باید در جعبهابزار برقکاران و سایر افراد فنی وجود داشته باشد. چراغقوهها در انواع مختلفی در دسترس هستند، اما چراغقوههای کوچکتر که بهجای لامپهای سنتی با LED کار میکنند، معمولاً مورد علاقه متخصصان هستند، زیرا سبکترند و حمل آنها بدون اینکه در نورشان کاهشی ایجاد شود، آسانتر است.

کار کردن با چراغ قوه برای برقکارها ساده است و در ناحیههای تاریک، مثلاً ساختمانی که برق یا روشنایی آن قطع شده، به کار آنها میآید. اگر کار برقکار بهگونهای باشد که به هر دو دست نیاز داشته باشد، میتواند چراغقوره را به کلاه ایمنی خود یا روی سرش نصب کند.
مته (دریل)
هر برقکاری احتمالاً از مته استفاده می کند، اما استفاده از این ابزار سیم کشی بسته به کاربرد و محیط سیمکشی متفاوت است. آنچه برای یک برقکار ضروری است، ممکن است برای برقکار دیگر مورد نیاز نباشد. توان مته مورد نیاز به جنس جایی که حفاری میشود بستگی دارد. بسته به نیاز، ممکن است از یک مدل بیسیم با ولتاژ پایین نیز استفاده شود. برای حفاری در بتن، مته چکشی ضربه بیشتری وارد میکند و میتواند سوراخهای بیشتری را سریعتر ایجاد کند. متههای چندمنظوره نیز گزینه خوبی برای استفاده هستند.

متر
امروزه، ابزارهای اندازهگیری لیزری محبوبتر از انواع سنتی خود هستند، اما مترهای قدیمی باز هم مورد استفاده قرار میگیرند، زیرا کار با آنها ساده است.

فنر سیمکشی
فنر سیمکشی ابزاری است که با استفاده از آن میتوان سیم برق را بهراحتی درون لوله برق یا خرطومی هدایت کرد و به محل پریز، کلید یا جعبهتقسیم رساند.

رله کنترل جریان چیست؟ — انواع و کاربرد به زبان ساده

رله چیست؟
رله، در سادهترین حالت، یک کلید الکترومغناطیسی است که برای قطع و وصل مدار توسط یک سیگنال کمتوان یا جایی که چندین مدار باید توسط یک سیگنال کنترل شوند استفاده میشود. میدانیم که اغلب وسایل کاربردی صنعتی پیشرفته از رلهها برای عملکرد مؤثر خود استفاده میکنند. رلهها کلیدهای سادهای هستند که هم به صورت الکتریکی و هم مکانیکی کار میکنند. در رایجترین انواع، رلهها از یک آهنربای الکتریکی و همچنین مجموعهای از کنتاکتها تشکیل شدهاند. ساز و کار سوئیچینگ با کمک آهنربای الکتریکی انجام میشود. همچنین اصول عملیاتی دیگری برای کار آن وجود دارد. اما رلهها با توجه به کاربردشان متفاوت هستند.
چرا از رله استفاده میشود؟
از یک رله در مواردی استفاده میشود که فقط میتوان از سیگنال کمتوان برای کنترل مدار استفاده کرد. همچنین در موقعیتهایی که فقط از یک سیگنال میتوان برای کنترل تعداد زیادی مدار استفاده کرد، رله گزینه مناسبی است. استفاده از رله در زمان اختراع تلفن آغاز شد. این قطعات نقش مهمی در تغییر تماس در مبادلات تلفنی داشتند. آنها همچنین در تلگراف از راه دور استفاده میشدند. رلهها برای تغییر سیگنال از یک منبع به مقصد دیگر به کار میرفتند. پس از اختراع رایانهها، همچنین برای انجام عملیات بولی و سایر عملیات منطقی از رله استفاده شد. در کاربردهای صنعتی، رلهها برای به حرکت درآوردن موتورهای الکتریکی و سایر دستگاههایی که به توان بالایی نیاز دارند، به کار میروند. به این گونه رلهها کنتاکتور میگویند.
ساختار عمومی رله
چهار بخش اصلی در یک رله وجود دارد. این بخشها عبارتند:
- آهنربای الکتریکی
- آرمیچر متحرک
- کنتاکتهای سوئیچ
- فنر
شکل زیر نمایی از ساختمان یک رله ساده را نشان میدهد.

رله شکل بالا یک رله الکترومغناطیسی با یک هسته سیمپیچیشده است که دور هسته آهنی پیچیده شده است. به این ترتیب، یک مسیر با رلوکتانس (مقاومت مغناطیسی) بسیار کم برای شار مغناطیسی به وجود میآید تا آرمیچر را به حرکت در آورد. آرمیچر متحرک به یوغ متصل است که به صورت مکانیکی به کنتاکتها وصل میشود. این قطعات با کمک فنر ایمن نگه داشته میشوند. فنر برای ایجاد فاصله هوایی در مدار هنگام قطع برق رله استفاده میشود.
رله چگونه کار میکند؟
با بررسی شکل زیر میتوانیم عملکرد رله را به خوبی درک کنیم.

شکل بالا بخش داخلی یک رله را نشان میدهد. یک هسته آهنی توسط سیمپیچ کنترل احاطه شده است. همانطور که در شکل نشان داده شده است، منبع تغذیه از طریق یک کلید کنترل به آهنربای الکتریکی و از طریق کنتاکتها به بار مرتبط میشود. هنگامی که جریان از سیمپیچ کنترل شروع به عبور میکند، آهنربای الکتریکی انرژیدار میشود و در نتیجه میدان مغناطیسی را تقویت میکند. بنابراین، بازوی کنتاکت بالایی شروع به جذب به بازوی ثابت پایینی میکند و کنتاکتها را میبندد و یک مسیر برای انتقال انرژی منبع به بار به وجود میآورد. از طرف دیگر، اگر رله، از قبل، در هنگام بسته شدن کنتاکتها خاموش شده باشد، کنتاکت برعکس حرکت کرده و مدار باز خواهد شد.
به محض قطع جریان سیمپیچ، آرمیچر متحرک با یک نیرو به موقعیت اولیه خود باز میگردد. این نیرو تقریباً برابر با نصف نیروی مغناطیسی خواهد بود و عمدتاً توسط دو عامل (فنر و جاذبه) تأمین میشود.
رلهها عمدتاً برای دو عملیات اساسی ساخته میشوند. یکی کاربرد فشار ضعیف و دیگری فشار قوی. برای کاربردهای فشار ضعیف، اولویت بیشتری برای کاهش نویز کل مدار داده خواهد شد. برای کاربردهای فشار قوی، آنها عمدتاً برای کاهش پدیدهای به نام قوس الکتریکی طراحی شدهاند.
اصول اولیه برای همه رلهها، از قبیل رله کنترل جریان یکسان است. رله شکل زیر با چهار سر را در نظر بگیرید که با دو رنگ نشان داده شده است. رنگ سبز نشاندهنده مدار کنترل و رنگ قرمز نشان دهنده مدار بار است. یک سیم پیچ کنترل کوچک به مدار کنترل متصل میشود. یک سوئیچ به بار متصل است. این کلید توسط سیم پیچ در مدار کنترل کنترل می شود. حال اجازه دهید مراحل مختلفی را که در یک رله اتفاق میافتد، برداریم.

رله برقدار (ON): همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است، جریان گذرنده از سیمپیچها با سرهای ۱ و ۳ نمایش داده شده است که یک میدان مغناطیسی را ایجاد میکند. این میدان مغناطیسی باعث بسته شدن پایههای 2 و 4 میشود. بنابراین کلید نقش مهمی در کار رله ایفا میکند. از آنجا که بخشی از مدار بار است، برای کنترل یک مدار الکتریکی که به آن متصل است استفاده میشود. بنابراین، هنگامی که رله روشن میشود، جریان از طریق پایههای 2 و 4 خواهد گذشت.

رله بیبرق (OFF): به محض اینکه جریان گذرنده از پایههای 1 و 3 متوقف شود، سوئیچ رله باز میشود و در نتیجه مدار باز از عبور جریان از پایههای 2 و 4 جلوگیری میکند. بنابراین رله بدون برق و در نتیجه در موقعیت خاموش قرار میگیرد.

به طور ساده، هنگامی که یک ولتاژ به پایه 1 اعمال میشود، آهنربای الکتریکی فعال و باعث ایجاد میدان مغناطیسی میشود که به بسته شدن پایههای 2 و 4 میانجامد و باعث ایجاد مدار بسته می شود. هنگامی که در پایه 1 ولتاژ وجود ندارد، نیروی الکترومغناطیسی و در نتیجه میدان مغناطیسی وجود نخواهد داشت. بنابراین سوئیچها باز میمانند.
کنتاکت NO و NC
دو اصطلاح بسیار رایج که در ارتباط با رلهها خواهید شنید، کنتاکتهای NC و NO هستند:
- کنتاکت در حالت عادی باز (Normally Open Contact) یا NO: با فعال شدن رله مدار را میبندد و در صورت غیرفعال بودن رله مدار را باز میکند.
- کنتاکت در حالت عادی بسته (Normally Closed Contact) یا NC، برخلاف کنتاکت NO است. هنگامی که رله فعال میشود، مدار را قطع میکند. هنگامی که رله غیرفعال می شود، مدار وصل می شود.
از رلهها میتوان برای کنترل چندین مدار تنها با یک سیگنال استفاده کرد. یک رله یک یا چند قطب را سوئیچ میکند که هر یک از کنتاکتها را میتوان با انرژی دادن به سیمپیچ راه انداخت.
تعداد قطب و مسیر در رله کنترل جریان
رلهها دقیقاً عملکرد سوئیچ را دارند. بنابراین، همان مفهوم برای آنها نیز بیان میشود. یک رله میتواند یک یا چند قطب و مسیر را تغییر دهد.
- تک مسیره تک قطب (SPST): رله SPST در مجموع دارای چهار پایانه است. از این دو ترمینال میتوان مدار را وصل یا قطع کرد. دو ترمینال دیگر برای اتصال سیمپیچ مورد نیاز است.
- دو مسیره تک قطب (SPDT): رله SPDT در مجموع دارای پنج پایانه است. از اینها دو تا پایانههای سیمپیچ هستند. یک ترمینال مشترک نیز گنجانده شده است که به یکی از دو ترمینال دیگر متصل میشود.
- تک مسیره دو قطب (DPST): رله DPST در مجموع دارای شش پایانه است. این پایانهها بیشتر به دو جفت تقسیم میشوند. بنابراین میتوانند به عنوان دو SPST عمل کنند که توسط یک سیمپیچ فعال میشوند. از شش ترمینال، دو تای آنها پایانههای سیمپیچی هستند.
- دو مسیره دو قطب (DPDT): رله DPDT از انواع قبلی بزرگتر است و عمدتاً دارای هشت پایانه است. دو ردیف پایهها به گونهای طراحی شدهاند که روی ترمینالها تغییر کنند. آنها طوری طراحی شدهاند که به عنوان دو رله SPDT عمل میکنند که توسط یک سیمپیچ فعال میشوند.
رله کنترل جریان چیست؟
اکنون که با ساختار عمومی و عملکرد کلی رله آشنا شدیم. به پاسخ پرسش ابتدای آموزش میپردازیم. رله کنترل جریان رلهای است که وظیفه آن پایش دائمی جریان و نگه داشتن آن در محدوده تعریفشده توسط کاربر است. در واقع، رله کنترل جریان علاوه بر محافظت در برابر اضافهجریان، اگر جریان از حدی کمتر باشد نیز عمل خواهد کرد و مدار را قطع میکند. زمان قطع به تنظیماتی بستگی دارد که توسط کاربر تعریف میشود. رله کنترل جریان یک رله نظارت بر جریان اغلب الکترونیکی است که شبکههای تکفاز (DC یا AC) یا سهفاز را برای اضافهجریان و کمبود جریان، در محدوده خاص نگه میدارد و به نوعی کنترل میکند. رله کنترل جریان را در رله مانیتورنگ جریان نیز میگویند.
ساختار یک رله کنترل جریان
به غیر از نوار دو فلزی و کنتاکتهایی که در بخش اصول عملکرد بحث شده است، قطعات بیشتری در رله کنترل جریان وجود دارد که با آنها آشنا میشویم.

ترمینال یا پایانه
پایانههای L2 ،L1 و L3 پایانههای ورودی هستند که میتوان آنها را مستقیماً به کنتاکتور نصب کرد. منبع تغذیه موتور به پایانههای T2 ،T1 و T3 متصل شود.
دکمه تنظیم دامنه آمپر
یک دکمه چرخشی روی رله کنترل جریان وجود دارد که با استفاده از این دکمه میتوان جریان نامی موتور را تنظیم کرد. جریان بین حد بالا و پایین موجود قابل تنظیم است. در رله کنترل جریان الکترونیکی، یک دکمه اضافی برای انتخاب کلاس تریپ یا قطع فراهم شده است.
دکمه ریست
یک دکمه ریست یا بازنشانی روی رله کنترل جریان وجود دارد تا پس از تریپ و رفع خطا، مجدداً تنظیم شود.
انتخاب ریست دستی/خودکار
با استفاده از دکمه انتخاب بازنشانی دستی/خودکار، میتوانیم از بین ریست دستی و خودکار رله پس از تریپ یکی را انتخاب کنیم. اگر دستگاه روی خودکار تنظیم شده باشد، ریست از راه دور امکانپذیر است.
کنتاکت کمکی
کنتاکتهای کمکی، یکی NO (کنتاکتهای ۹۷-۹۸) و دیگری NC (کنتاکتهای ۹۵-۹۶)، هستند. کنتاکت NO برای سیگنالدهی تریپ و کنتاکت NC برای قطع کنتاکتور است. کنتاکتهای NC باید قابلیت سوئیچ مستقیم سیمپیچ کنتاکتور را داشته باشند.
دکمه تست
با استفاده از دکمه تست میتوان سیمکشی کنترل را آزمایش کرد.
نماد رله کنترل جریان
شکل زیر نماد رله کنترل جریان را نشان میدهد. در اینجا 1، 2، 3، 4، 5 و 6 ترمینال برق، 95 و 96 کنتاکت تریپ و 97 و 98 کنتاکت سیگنال هستند.

کلاس تریپ رله
مدت زمانی که طول میکشد رله کنتاکتور را در هنگام اضافه بار باز کند، در کلاس تریپ مشخص شده است. کلاس تریپ معمولاً در دستههای کلاس 10، کلاس 20، کلاس 30 و کلاس 5 طبقهبندی میشود. رله در این کلاس تریپها به ترتیب در 10 ثانیه، 20 ثانیه، 30 ثانیه و 5 ثانیه در 600٪ جریان بار کامل موتور تریپ میکند.

کلاس 10 و کلاس 20 نسبت به بقیه رایجتر هستند. رلههای اضافه بار کلاس 30 برای حفاظت از موتورهایی که بارهای اینرسی بالایی دارند و رلههای کلاس 5 برای موتورهایی که نیاز به سرعت زیاد دارند استفاده میشوند.
چگونه باید از رله کنترل جریان استفاده کرد؟
رلهها همیشه در ترکیب با کنتاکتورهای موجود در مدار استفاده میشوند. رله در یک خط در موتور به گونهای متصل است که جریان به موتور به طور کامل از آن عبور میکند. در شکل زیر، انواع اتصالات رله برای موتورهای تک فاز و سه فاز آورده شده است.

در شکل بالا، K1 و K1M رلههای کنترل جریان هستند. شکلهای اول و دوم از چپ، موتور تکفاز هستند و شکل سوم موتور سهفاز است.
چه عواملی موجب تریپ رله میشود؟
سه عامل اصلی برای تریپ رله وجود دارد:
- اضافه بار موتور
- افت فاز ورودی
- عدم تعادل فاز
البته، به غیر از این موارد، ممکن است ویژگی محافظتی اضافه دیگری نیز در نظر گرفته شود.
در هنگام کار عادی، جریان عبوری از هر پل رله اضافه بار به موتور در یک زمان مشخص ثابت میماند. اگر هر كدام از فازها قطع شود، جریان دو فاز دیگر به 1٫73 برابر مقدار طبیعی میرسد. از این رو رله کنترل جریان گرم میشود و فرمان تریپ میدهد. خرابی فاز به عنوان افت فاز نیز شناخته میشود.
رلههای اضافه جریان نمیتوانند از اتصال کوتاه محافظت کنند و همیشه باید در کنار دستگاههای محافظ اتصال کوتاه استفاده شوند. در غیر این صورت، هرگونه اتصال کوتاه در موتور میتواند به این رلهها آسیب برساند.
کاربردهای رله کنترل جریان
از کاربردهای رله کنترل جریان و در کل رله اضافه بار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- از رله کنترل جریان برای محافظت از موتور استفاده میشود.
- میتوان از یک رله کنترل جریان برای تشخیص شرایط اضافه بار و همچنین شرایط خطا استفاده کرد و سپس دستور تریپ را اعلام کرد.
- رله کنترل جریان مانند الکترونیک حالت جامد به سیستمهای ریزپردازنده وارد شده است.
- رلههای کنترل جریان در هنگام عبور جریان شدید دستگاه را غیرفعال میکنند.
تحلیل مدارهای الکتریکی — معرفی روش ها و قضایای مهم

تحلیل مدارهای الکتریکی چیست؟
تحلیل مدارهای الکتریکی معمولاً به فرایند مطالعه و تجزیه و تحلیل و محاسبه مقادیر مختلف الکتریکی مدار، به ویژه ولتاژها و جریانها، گفته میشود. در واقع، هرگاه جریان شاخهها و ولتاژ گرههای یک مدار را به دست آوریم، آن مدار را تحلیل کردهایم.
برای حل مسائل مختلف تحلیل مدارهای الکتریکی، ابتدا باید واحدهای اساسی زیر را یاد بگیریم:
- جریان (I): واحد جریان آمپر (A) است و به عنوان مقدار جریان ایجاد شده در اثر اعمال یک ولت یه یک مقاومت یک اهمی تعریف میشود.
- ولتاژ (V): واحد ولتاژ ولت (V) است و به عنوان مقدار کمیت مورد نیاز برای اعمال بر یک مقاومت یک اهمی تعریف میشود که منجر به جریانی برابر با یک آمپر شود.
بسته به اندازه پیچیدگی مدار، از روشهای مختلافی برای تحلیل مدار استفاده میشود. گاهی ممکن است تنها با قوانین سادهای مانند قانون اهم تحلیل مدارهای الکتریکی را انجام داد. گاهی نیز پیچیدگی مدار به حدی است که باید از روشهای پیشرفتهتر استفاده کرد و محاسبات بیشتری را انجام داد. در ادامه، روشهای مهم تحلیل مدارهای الکتریکی را معرفی میکنیم.
قانون اهم
سالها پیش، اهم، دانشمند آلمانی به این واقعیت پی برد که جریان گذرنده از یک مقاومت خطی در دمای ثابت، متناسب با ولتاژ دو سر آن است و رابطه عکس با مقدار مقاومت دارد. رابطه بین ولتاژ، جریان و مقاومت همان قانون اهم است که با رابطه زیر نشان داده میشود:
I=VR
که در آن، V ولتاژ بر حسب ولت، I جریان برحسب آمپر و R مقاومت بر حسب اهم است. قانون اهم کاربرد گستردهای در فرمولها و محاسبات مهندسی برق و تحلیل مدار دارد.

قوانین کیرشهف (KVL و KCL)
قوانین کیرشهرف (قانون جریان کیرشهف یا KCL و قانون ولتاژ کیرشهف یا KVL) از قوانین مهم و پایهای تحلیل مدارهای الکتریکی هستند.
قانون جریان کیرشهف یا KCL بیان میکند که جریان یا بار الکتریکی وارد شده به یک گره از مدار الکتریکی دقیقاً برابر با بار یا جریانی است که از آن خارج میشود. به عبارت دیگر، مجموع جبری تمام جریانهای وارد شده به یک گره باید برابر صفر باشد. این ایده کیرشهف، با نام پایستگی یا بقای بار نیز شناخته میشود.
قانون ولتاژ کیرشهف یا KVL بیان میکند که در هر شبکه حلقه بسته، کل ولتاژ حلقه برابر با مجموع تمام افت ولتاژهای موجود در آن است. به عبارت دیگر، مجموع تمام ولتاژهای حلقه باید برابر با صفر باشد. این ایده کیرشهف، به عنوان بقا یا پایستگی انرژی نیز شناخته میشود.
قضیه تونن
قضیه تونن بیان میکند که هر مدار خطی متشکل از منابع ولتاژ و مقاومتها را میتوان با یک منبع ولتاژ با مقاومت سری با آن جایگزین کرد. به عبارت دیگر، میتوان هر مدار الکتریکی را بدون توجه به میزان پیچیدگی، با یک مدار دو سر شامل منبع ولتاژ و مقاومت یا امپدانس سری با آن ساده کرد.

برای رسیدن به مدار معادل تونن، کارهای زیر را انجام میدهیم:
- محاسبه ولتاژ مدار باز (ولتاژ تونن)
- خاموش فرض کردن منابع مستقل (اتصال کوتاه کردن منبع ولتاژ مدار و مدار باز کردن منبع جریان)
- اعمال یک منبع جریان تست با مقدار ۱ آمپر یا یک منبع ولتاژ تست با مقدار یک ولت به دو سر مدار و محاسبه ولتاژ منبع جریان یا جریان منبع ولتاژ (ولتاژ منبع جریان همان مقاومت تونن است و عکس جریان منبع ولتاژ نیز مقاومت تون)
قضیه نورتن
قضیه نورتن دوگان قضیه تونن است و بیان میکند: «هر مدار خطی از منابع انرژی و مقاومتها را میتوان به یک منبع جریان موازی با مقاومت کاهش داد. برای محاسبه منبع جریان معادل، دو سر مقاومت مورد نظر را اتصال کوتاه کرده و جریان گذرنده از آن را محاسبه میکنیم. توجه کنید که در این حالت، منابع در مدار حضور دارند.

تحلیل مش
قوانین مداری کیرشهف ابزار اساسی تحلیل هر مدار پیچیدهای را به ما میدهند، اما راههای دیگری مانند روش تحلیل جریان مش و روش تحلیل ولتاژ گره وجود دارند که ریاضیات و محاسبات تحلیل شبکههای بزرگ را کاهش میدهند.
مِش در واقع سادهترین حلقه در مدار است که شاخهای درون آن وجود ندارد. به همین دلیل، مش فقط در مدارهای مسطح (یعنی مدارهایی که روی کاغذ بتوان رسم کرد بدون اینکه شاخهها یکدیگر را قطع کنند مگر در گرهها) تعریف میشود.
تحلیل مش در گامهای زیر انجام میشود:
- تبدیل منابع جریان به منابع ولتاژ (در صورت امکان).
- شمارهگذاری مشها و تعیین جهت جریان آنها (معمولاً ساعتگرد)
- در نظر گرفتن جریان برای شاخه هر مش همجهت همان مش و هماندازه آن و برای شاخههای مشترک بین دو مش برابر تفاضل آنها
- نوشتن KVL در تمام مشها و برحسب جریان مشها
- به دست آمدن یک دستگاه معادلات خطی و حل آن
تحلیل گره
تحلیل گره، مکمل تحلیل مش است. این روش، ابزاری قدرتمند برای تحلیل مدارهای الکتریکی محسوب میشود و همانگونه از نام آن مشخص است، از معادلات قانون جریان کیرشهف (KCL) برای پیدا کردن ولتاژهای مدار استفاده میکند. در تحلیل گره، مدار با ولتاژ گرهها نسبت به یک گره مرجع (زمین) تحلیل میشود.
مراحل تحلیل مدار با روش تحلیل گره به صورت زیر است:
- شمارهگذاری گرههای مدار
- انتخاب یک گره به عنوان گره مرجع
- نوشتن جریان شاخهها را بر اساس تفاضل ولتاژ دو سر گره تقسیم بر امپدانس آن
- نوشتن معادلات قانون جریان کیرشهف برای گرهها (جز در گره مرجع)
- به دست آوردن دستگاه معادلات و حل آن
تبدیل منبع در مدار
همانطور که میدانیم، معادلات ولتاژ گره (یا جریان مش) را میتوان با تحلیل یک مدار، وقتی که منابع همه منبع جریان مستقل (یا ولتاژ مستقل) باشند، به دست آورد. بنابراین، گاهی لازم است در تحلیل مدار، منبع ولتاژ سری با مقاومت را با منبع جریان موازی با مقاومت یا بالعکس جایگزین کنیم. هر کدام از این جایگزینیها یک «تبدیل منبع» نامیده میشود.

قضیه جمع آثار
اساس قضیه جمع آثار بر مشخصه خطی بودن استوار است. قضیه جمع آثار بیان میکند که ولتاژ یا جریان در عنصری از یک مدار خطی برابر با جمع جبری ولتاژ یا جریان آن عنصر است که از عملکرد هر کدام از منابع به تنهایی ناشی شده باشد. اصل جمع آثار از طریق محاسبه تأثیر هریک از منابع به صورت جداگانه به ما کمک میکند تا تحلیل یک مدار با بیش از یک منبع مستقل را آسانتر انجام دهیم.
برای اعمال قضیه جمع آثار باید به دو نکته توجه کنیم.
- باید در هر زمان فقط یکی از منابع مستقل روشن باشد و بقیه منابع را خاموش فرض کنیم. برای خاموش کردن منابع ولتاژ را صفر ولت (اتصال کوتاه) و منابع جریان را برابر با صفر آمپر (مدار باز) در نظر میگیریم. در این صورت مدار حاصل بسیار سادهتر قابل تجزیه و تحلیل است.
- منابع وابسته باید دست نخورده باقی بمانند؛ زیرا توسط متغیرهای مدار کنترل میشوند.
قضیه جمع آثار را میتوان در سه گام اعمال کرد:
- تمام منابع مستقل به غیر از یکی از آنها را خاموش و ولتاژها و جریانهای ناشی از منبع باقی مانده را با استفاده از تکنیکهای آنالیز مش و آنالیز گره محاسبه میکنیم.
- گام اول را برای سایر منابع مدار نیز تکرار میکنیم.
- مقدار کلی را با استفاده از جمع جبری آثار ناشی از تمام منابع مستقل به دست میآوریم.

اما تحلیل مدارهای الکتریکی با استفاده از قضیه جمع آثار یک عیب بزرگ دارد. در اکثر موارد تحلیل مدار با استفاده از این روش ممکن است، زمان بیشتری طول بکشد. اگر مدار شامل سه منبع مستقل باشد، باید سه مدار سادهتر را هر بار برای محاسبه اثر یکی از منابع مستقل، آنالیز کنیم. با این حال قضیه جمع آثار در کاستن از پیچیدگی تحلیل یک مدار و تبدیل آن به مداری سادهتر، از طریق مدار باز کردن منابع جریان مستقل و اتصال کوتاه کردن منابع ولتاژ مستقل، بسیار مفید است.
لازم است به این نکته توجه کنیم که قضیه جمع آثار برای مدارات با مشخصه خطی صادق است و به همین دلیل برای محاسبه توان ناشی از هر منبع قابل اعمال نیست؛ زیرا توان جذب شده توسط مثلاً یک مقاومت به مربع جریان یا ولتاژ بستگی دارد. اگر به محاسبه توان یک المان نیاز داشته باشیم، باید ابتدا ولتاژ یا جریان آن المان را با قضیه جمع آثار محاسبه کنیم.
قضیه همپاسخی برای منابع ولتاژ مستقل
فرض کنید منبع ولتاژ مستقل یک مدار الکتریکی در شاخه nام آن جریان الکتریکی I را تولید کند (منظور از شاخه یک مسیر برای عبور جریان الکتریکی است). حال اگر محل منبع ولتاژ مستقل را تغییر دهیم به صورتی که از محل اولیه برداشته شده و به شاخه nام منتقل شود، آنگاه منبع ولتاژ مستقل (در محل جدید) در محل قبلی خود جریانی تولید میکند. این جریان برابر با جریان شاخه nام ناشی از منبع ولتاژ مستقل در محل قبلی است. هنگام استفاده از قضیه هم پاسخی برای منبع ولتاژ مستقل گامهای زیر طی میشود:
- منبع ولتاژ مستقل در محل قبلی اتصال کوتاه میشود. به عبارت دیگر، آن را از مدار بر میداریم و دو سر آن را با یک سیم اتصال کوتاه میکنیم.
- پلاریته منبع ولتاژ مستقل در محل جدید مطابق با پلاریته جریان شاخه است. پلاریته طوری درنظر گرفته میشود که جریان از قطب منفی منبع ولتاژ وارد و از قطب مثبت خارج شود.

قضیه همپاسخی برای منابع جریان مستقل
فرض کنید منبع جریان مستقل یک مدار الکتریکی در گره nام آن ولتاژ الکتریکی V را تولید کند (منظور از گره محل اتصال مشترک دو یا چند المان مختلف مدار است). حال اگر محل منبع جریان مستقل را به گونهای تغییر دهیم که از محل اولیه برداشته شده و به گره nاُم متصل شود، آنگاه منبع جریان مستقل (مستقر شده در محل جدید) در محل قبلی خود ولتاژی تولید میکند که دقیقا برابر با ولتاژ V است. این ولتاژ، همان ولتاژ گره nام ناشی از منبع جریان مستقل در محل قبلی است. هنگام اعمال این قضیه به مدارهای الکتریکی گامهای زیر طی میشود:
- منبع جریان مستقل از مدار برداشته شده و دو سر آن مدار باز میشود.
- پلاریته منبع جریان در گره جدید به صورتی است که با پلاریته ولتاژ آن گره در مدار قبلی همخوانی داشته باشد. به عبارت دیگر، جهت منبع جریان مستقل، واردشونده از قطب مثبت ولتاژ است.
قضیه تلگان در مدار
«قضیه تلگان» در سال ۱۹۵۲ توسط مهندس برق هلندی، «برنارد دی اچ تلگان» (Bernard D.H. Tellegen) معرفی شد. این قضیه در تحلیل شبکههای الکتریکی بسیار مفید است. طبق قضیه تلگان، جمع توانهای لحظهای شاخههای یک شبکه الکتریکی صفر است. به عبارت دیگر، جمع انرژی تحویل داده شده به شاخههای هر شبكه الکتریکی در هر لحظه از زمان صفر است. قضیه تلگان در طراحی فیلترها در پردازش سیگنال کاربرد فراوانی دارد و برای تنظیم پایداری در سیستم عاملهای پیچیده نیز استفاده میشود. همچنین در سیستمهای شیمیایی و بیولوژیکی و برای مشخص بررسی رفتار دینامیکی شبکه فیزیکی کاربرد دارد.

قضیه تلگان مستقل از عناصر شبکه است و برای تحلیل هر شبکهای که از قانون جریان کیرشهف و قانون ولتاژ کیرشهف پیروی میکند، قابل اعمال است.
تحلیل حالت دائمی سینوسی
تحلیل حالت دائمی سینوسی یکی از روشهای مهم در تحلیل مدارهای الکتریکی AC است.
تحلیل مدارهای AC در سه گام اساسی انجام میشود:
- ابتدا باید مدار به حوزه فرکانس یا فازور انتقال داده شود.
- مسئله با استفاده از تکنیکهای مداری مانند تحلیل مش و تحلیل گره و یا جمع آثار حل شود.
- جوابهای به دست آمده در حوزه فرکانس به حوزه زمان منتقل شوند.
توجه کنید که اگر مسئله خود در حوزه زمان مطرح شده باشد، از گام اول صرفنظر میشود. در گام دوم تحلیل مدار دقیقاً مانند آنچه در مدارهای DC انجام میشود، تکرار خواهد شد و تنها تفاوت در وجود اعداد مختلط در محاسبات حوزه فرکانس است.
برای آشنایی بیشتر با تحلیل حالت دائمی سینوسی، به آموزش «تحلیل حالت دائمی سینوسی — به زبان ساده (+ دانلود فیلم آموزش رایگان)» مراجعه کنید.
کاربرد تبدیل لاپلاس در تحلیل مدارهای الکتریکی
تبدیل لاپلاس، یک ابزار ریاضی قدرتمند برای تجزیه و تحلیل و طراحی است. توانایی بررسی مدارها و سیستمها در حوزه فرکانس (s)، ما را در فهم بهتر عملکرد واقعی سیستم کمک میکند. علاوه بر این، میتوانیم سیستمهای فیزیکی را سادهتر و سریعتر بررسی کنیم.
استفاده از تبدیل لاپلاس در مدارهای الکتریکی، سه گام دارد:
- تبدیل مدار از حوزه زمان به حوزه s
- حل مدار با استفاده از تحلیل گره، تحلیل مش، تبدیل منبع، جمع آثار، یا هر تکنیک دیگر
- اعمال تبدیل لاپلاس معکوس به پاسخ و به دست آوردن پاسخ در حوزه زمان
اجزای تشکیل دهنده مدار جریان مستقیم
مدار جریان مستقیم از اجزای مختلفی مانند مقاومت، باتری، کلید و گره تشکیل شده است.
مقاومت
مقاومتها از عبور راحت جریان الکتریکی در مدار جلوگیری و ولتاژ را داخل مدار مصرف میکنند.

باتری
باتریها انرژی الکتریکی را در مدار تولید میکنند. باتری از دو قطب مثبت و منفی تشکیل شده است. قطب منفی با خط عمودی کوچک و قطب مثبت با خط عمودی بلند نشان داده میشوند.

کلید
با باز و بسته کردن کلیدها در مدار الکتریکی، جریان را در مدار قطع یا وصل میکنیم. اگر کلید باز باشد، عبور جریان برابر صفر خواهد بود.

اگر کلید در مدار بسته باشد، مقدار جریان الکتریکی در مدار غیر صفر خواهد بود.

گره
گره مکانی است که در آن دو یا بیشتر از دو مورد از اجزای مدار به یکدیگر وصل میشوند. گرهای تکی (نقطه سیاه) در تصویر زیر نشان داده شده است.

انواع مدارهای جریان مستقیم
مدارهای DC به چهار دسته کلی تقسیم میشوند:
- مدار ساده
- مدار بسته
- مدار باز
- اتصال کوتاه
مدار ساده
مدار ساده از کمینه تعداد اجزای تشکیل دهنده مدار تشکیل شده است:
- باتری
- مقاومت
- حلقهای از سیمها برای عبور جریان الکتریکی
در حالت کلی، از مقاومت سیمها چشمپوشی میکنیم. در مدارهای ساده، ولتاژ تامین شده در باتری، توسط مقاومت مصرف میشود.

مدار بسته
مسیر جریان در مدار بسته، پیوسته است. به بیان دیگر، هیچ شکافی داخل مدار وجود ندارد.

مدار باز
هنگامی که مدار الکتریکی پیوسته نباشد و قسمتی از آن باز باشد، جریانی از آن عبور نخواهد کرد. در این حالت ممکن است کلید داخل مدار باز یا یکی از اجزای تشکیل دهنده آن آسیب دیده باشد.

مدار کوتاه
به قسمتی از مدار با مقاومت صفر، مدار کوتاه (سیم آبی در تصویر زیر) گفته میشود. در صورت وجود مدار کوتاه، تمام جریان از آن خواهد گذشت. دلیل این امر آن است که جریان، مسیری با کمترین مقاومت را ترجیح میدهد.

تصویر زیر نشان میدهد که چگونه با بستن کلید S، تمام جریان از مقاومت �2 به سمت سیم تنها منحرف میشود. هنگامی که کلید S باز است، جریان � از قطب مثبت باتری به سمت گره N جریان دارد. از آنجایی که کلید باز است، هیچ جریانی از آن قسمت مدار عبور نخواهد کرد و تمام آن از مقاومت �2 میگذرد.
با بستن کلید S، اتصالی کوتاهی در اطراف مقاومت �2 تشکیل میشود. بنابراین، جریان به هنگام رسیدن به گره N، با دو مسیر روبرو خواهد شد:
- مسیر عبوری از مقاومت �2
- مسیر عبوری از اتصال کوتاه
از بین این دو مسیر، مقاومت مسیر ۲ کمتر است (از مقاومت سیمها در حالت کلی صرفنظر میشود). در نتیجه، جریان از کلید عبور خواهد کرد.

فرمول ولت آمپر در مدار جریان مستقیم
توان الکتریکی به صورت نرخ جذب یا تولید انرژی در مدار الکتریکی تعریف میشود. گفتیم واحد اندازهگیری توان، ولت آمپر یا وات است. معنای ولت آمپر و وات با توجه به نوع مدار الکتریکی تغییر میکند. در مدارهای جریان مستقیم، یک ولت آمپر معادل یک وات است. این همارزی بدان معنا است که ضریب توان منبع تغذیه برابر یک است. فرمول محاسبه توان در مدار جریان مستقیم به صورت زیر محاسبه میشود:
���=��=������
اگر مدار از قسمتهای مختلفی تشکیل شده باشد، برای دانستن مقدار توان مورد نیاز مدار، توان هر قسمت را میتوان به صورت خطی با یکدیگر جمع کرد.
توان با استفاده از فرمولهای زیر نیز محاسبه میشود:
�=�2��=�2�
سه کمیت توان، جریان و ولتاژ در مثلثی به نام مثلث توان، به صورت زیر قرار گرفتهاند.

مثلث به سه قسمت تقسیم شده است. توان در قسمت بالا و کمیتهای ولتاژ و جریان در قسمت پایین قرار گرفتهاند. برای محاسبه توان، گامهای زیر را طی میکنیم:
- دایرهای در اطراف P (توان) رسم میکنیم.
- علامت مساوی را جلوی آن میگذاریم.
- خط عمود بین جریان و ولتاژ در مثلث، نشان دهنده حاصلضرب این دو کمیت است.
- در نتیجه، توان برابر حاضلضرب ولتاژ در جریان خواهد بود.

اگر بخواهیم جریان را بهدست آوریم، مرحلههای زیر را طی میکنیم:
- دایرهای دور جریان (�) رسم میکنیم.
- خط افقی رسم شده بین توان و ولتاژ، نشان دهنده تقسیم است.
- بنابراین، جریان از تقسیم توان بر ولتاژ محاسبه میشود.

برای محاسبه ولتاژ، گامهای زیر را طی میکنیم:
- دایرهای دور ولتاژ (�) رسم میکنیم.
- خط افقی رسم شده بین توان و جریان، نشان دهنده تقسیم است.
- بنابراین، ولتاژ از تقسیم توان بر جریان محاسبه میشود.

همانطور که میبینیم، سه فرمول برای محاسبه توان وجود دارند. اگر مقدار توان محاسبه شده در یکی از اجزای مدار مثبت باشد، آن جزء توان را مصرف کرده است. در مقابل، اگر توان محاسبه شده منفی باشد، جزء مورد نظر تولید کننده توان خواهد بود.
مثال اول محاسبه توان
در تصویر زیر مقدار مقاومتهای قرار گرفته در مدار برابر �1=5 Ω، �2=10 Ω و �3=15 Ω هستند. مقدار ولتاژ تولید شده توسط باتری برابر ۰/۳۰ ولت است. مقدار مقاومت معادل �� را بهدست آورید. جریان عبوری، افت ولتاژ و توان مصرف شده در هر مقاومت را بهدست آورید.

پاسخ: از آنجایی که هیچ گرهای بین سه مقاومت قرار نگرفته است، مقاومتها به صورت سری در مدار قرار گرفتهاند. مقاومت کلی در این حالت برابر است با:
��=�1+�2+�3=5 Ω+10 Ω+15 Ω=30 Ω
جریان عبوری از مقاومتهای سری و مقاومت معادل کل، یکسان و برابر � است. جریان � با استفاده از قانون اهم به صورت زیر بهدست میآید:
�=���=0.3 �30 Ω=0.010 �
ولتاژ دو سر هر مقاومت با استفاده از قانون اهم بهدست میآید:
�=��
با داشتن مقدار مقاومت و جریان عبوری و قرار دادن آنها در رابطه بالا، داریم:
- ولتاژ دو سر مقاومت ۵ اهمی برابر �=��=0.010×5=0.050 � است.
- ولتاژ دو سر مقاومت ۱۰ اهمی برابر �=��=0.010×10=0.100 � است.
- ولتاژ دو سر مقاومت ۱۵ اهمی برابر �=��=0.010×15=0.150 � است.
- ولتاژ دو سر مقاومت ۳۰ اهمی برابر �=��=0.010×30=0.300 � است.
توان مصرف شده توسط هر مقاومت با استفاده از رابطه زیر داده میشود:
�=��
توان مصرفی در مقاومت ۵ اهمی برابر است با: